معرفی کتاب موزه معصومیت

اثر ارهان پاموک از انتشارات پوینده - مترجم: مریم طباطباییها-ادبیات ترکیه

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ دوشنبه 8 خرداد 1396
تنها چند ماه پس از آن در ترکیه منتشر شد، از خوانندگان ما در میان اولین بار در جهان، یکی از گسترده ترین رمان های اورهان پاموک. بیش از یک صد و پنجاه شخصیت در هشتاد و سه فصل به شش صد صفحه از شهرستان مقدس استانبول در دوره از 1975 تا به امروز است.

پنبه در موزه معصومیت وسیع ترین موضوعات مختلف باز می شود - از تابوهای اجتماعی به مدرنیته غیر قابل مقاومت و آزادی به دست آورد و هفتاد جوان Istanbulci، ارزش استعاری از مجموعه های موزه به بررسی جهان عجیب و غریب ترین موزه ها، از طرح مانند یک روایت فیلم به جهان معاصر سینما ترکیه است.

با این حال، یک موضوع خارج از غرفه، و آن است که این رمان متفاوت از دیگر رمان پاموک - این است عشق

او استانبول، حال، مثل همیشه زمانی که پنبه در سوال، اجتناب ناپذیر مرحله بزرگ داستان های بزرگ

او خیابان های NISANTASI استانبول، Čukurdžuma، تقسیم، الحربی، بی اوغلو، اغلب کروز قهرمان دیگری از این کتاب - خودرو شورلت در سال 1965، که، با مسیر خود ترکیبی از باشگاه منحصر به فرد و میله موسوی، ویلاهای لوکس و مناطق زاغه محیطی، بایوس kopske باغ که دیگر وجود داشته باشد و مکان ها و صحنه های مربوط به فیلم های ترکی و بازیگران، مناطق تجاری و کلبه ای انجمن Junkman است.

اما این رمان در درجه اول یک کتاب در مورد روابط بین مردم، وسواس، فتیش، عاطفی اعتیاد، جمع آوری چیزها و خاطرات، یادآوری و اشتیاق. . عشق در FUSUN است، یک دختر جوان از محیط های مختلف اجتماعی - در واقع از آن همه یک سوال اساسی از چه عشق است، واقعا

قهرمان داستان، کمال، عضوی از جامعه بالا است. در دنباله ای غم انگیز حوادث، او وسواس جمع آوری هر شی که او را لمس می کند. از این وسواس غیر معمول با قهرمان رمان متولد شده است، در زمان واقعی، فضا و زندگی، و این ایده که اورهان پاموک رمان ساخت یک موزه. بنابراین، پس از نه سال خرید یک خانه سه طبقه قدیمی در محله استانبول Čukurdžuma 1999 نیز بازسازی فضای موزه آینده تکمیل است، اما همچنین یک کتاب با عنوان موزه معصومیت. از آنجا که این رمان آن را به راه خیالی خود را، و این که موزه در نظر دارد تا بر روی مواد راه خود را جمع آوری و اشیاء از این رمان در معرض. بلیط رایگان را شامل می شوند

یک فرایند بسیار جالب است که در این کتاب به اشیاء تبدیل و بالعکس!؛ کتاب در موزه و موزه در این کتاب است.

او ولادیسلاو Bajac

او "تا کنون ترین شکننده رمان من، که ارائه بیشترین توجه و احترام به مردم است."
<برزیلی / > Orhan Pamuk


خرید اینترنتی کتاب موزه معصومیت
معرفی کتاب موزه معصومیت
جستجوی کتاب موزه معصومیت در گودریدز

معرفی کتاب موزه معصومیت از نگاه کاربران
Masumiyet müzesi = The Museum of Innocence, Orhan Pamuk
عنوانها: موزه ی بیگناهی؛ موزه معصومیت؛ نویسنده: اورهان پاموک؛
عنوان: موزه ی بیگناهی؛ نویسنده: اورهان پاموک؛ مترجم: گلنار غبرایی؛ کلن، انتشارات فروغ، 2013 م، 1392، در 434 ص، شابک: 9783943147735؛ موضوع: داستانهای نویسندگان ترکیه قرن 20 م
عنوان: موزه معصومیت؛ نویسنده: اورهان پاموک؛ مترجم: سیدعلیرضا شاهری؛ تهران، صدای معاصر، 1394، در 471 ص، شابک: 9786006298641؛
عنوان: موزه معصومیت؛ نویسنده: اورهان پاموک؛ مترجم: مریم طباطبائیها؛ تهران، پوینده، 1394، در 501 ص، شابک: 9789642950515؛ چاپ سوم 1394؛
داستان در محله‌ های بالای شهر استانبول مثل: نیشانتاشی، چوکورکوما، نقسیم، حربیه و بی اوغلی، محله‌هایی که نقشی کلیدی در زندگی خود پاموک داشتند می‌گذرد، روایت کننده ی سرگذشت، یک مرد ثروتمند استانبول به نام «کمال» است؛ که عاشق دختری از طبقه فرودست جامعه به نام «فسون» گرفتار می‌شود. «موزه معصومیت» سنت‌ها و آداب و رسوم دست‌ و پا گیر حاکم بر جامعه ی ترکیه در این رمان، در قالب یک ماجرای عاشقانه به تصویر کشیده شده، و اورهان پاموک کوشیده حقیقت تابوهای اجتماعی و سنّتی و نقش آنها را در زندگی هفتاد سال اخیر مردمان ترکیه را به نمایش بگذارد. زندگی مردمی که بین فرهنگ غربی و ساختار یک جامعه سنّتی در حال پوست انداختن است. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
موزه بیگناهی
اورهان پاموک
گلناز غبرایی
چاپ المان ۲۰۱۲
هنگامی که اورهان پاموک ،نویسنده اهل ترکیه ،جایزه نوبل را برای اولین بار به کشور ترکیه،کشور همسایه ما برد ،در میان نویسندگان ایرانی زمزمه ای بر پا شد مبنی براینکه نویسندگان ایرانی چه بسا برتر از پاموک باشند .این سخن در ان زمان بازخورد زیادی در بین منتقدان ادبی داشت و به شخصه حرف گفته شده را مبتنی بر حسادت نویسندگان وطنی محسوب کردم .
این تصور ادامه داشت تا اینکه کتب پاموک یک به یک به فارسی ترجمه شدند .نام من سرخ (که اتفاقا تا ان زمان مهمترین اثر پاموک بود )کتابی با داستان و فرمی درخشان بود ولی باقی اثار پاموک چند پله پایین تر بودند .بسیاری ضعف اثار پاموک را به ترجمه بد این اثار و میزان سانسور این کتابها نسبت میدادند و ما نیز ضعف این اثار را ناشی از همین مساله میدانستیم.
در سال 2012 ترجمه ای عالی و به فارسی از اخرین رمان پاموک که یکی از پرفروشترین اثار وی در اروپا نیز هست ،در المان منتشر شد و اخیرا نسخه افست این کتاب نیز در ایران پخش شده است .رمانی کاملا ریالیستی و خطی با چرخشی پست مدرنیستی در انتهای اثر .
داستان این رمان از این قرار است راوی داستان کلکسیونری است که مجموعه ای اثاری که با انها خاطره دارد را جمع اوری کرده است و با دیدن این اثار به شیوه ای کاملا خطی داستان عشق دوران جوانی خودش را میگوید .خاطره راوی از سال ۱۹۷۵ اغاز میگردد .راوی پسری پولدار است که قرار است مدتی بعد ازدواج کند و به ناگاه با دختری فقیر از اشنایان رابطه برقرار کرده و به بهانه درس دادن ریاضی برای کتکور به دخترک،بکارت دخترک را از او میگیرد.دخترک به او وابسته شده است ولی پسرک باز هم با این شرایط راضی به جدا شدن از نامزدش نمیشود .در شبی که فردای انروز امتحان کنکور دخترک است ،جشن نامزدی پسر است.دختر نگون بخت به مراسم میاید و با تبریک گفتن به پسر و نامزدش مراسم را ترک میکند و پسر اورا گم میکند،چند سال بعد پسر دختر را در شرایطی دیگر می یابد و....
خلاصه ارایه شده حجمی معادل نیمی از این کتاب ۴۵۰صفحه ای را شامل میشود .داستان همان طور که خواندید چیزی است از نوع سریال های ترکیه که سالهاست به خوردمان داده اند و جسارت پاموک در این داستان از دیدگاه من تنها در وصف های طولانی از الت تناسلی،پستان های دخترک و توصیفات چند صفحه ای و کشدار از عمل جنسی خلاصه میشود .پاموک به طور مستمر در این کتاب به فرهنگ و تاریخ کشورش میتازد و چون برج عاج نشسته ای به مردم کشورش مینگرد .
پس از خواندن این اثر واقعا دلیل انهمه حرف و حدیث را درک کردم .ما در ایران نویسندگان بزرگی داریم و حیف که قدر این نویسندگان را نمیدانیم .


مشاهده لینک اصلی
\"زمان خاطرات من را نابود نکرد (همانطور که من دعا می کردم به خدا) ممکن است، و نه زخم های من را زخمی کرد، همانطور که گفته می شود همیشه انجام می شود. هر روز با امید شروع کردم که روز بعد بهتر شود، خاطرات من کمی کمتر به ذهنم خطور می کند، اما من به همان درد می اندیشم، مثل اینکه یک لامپ سیاه در داخل من همیشه سوزانده می شود و تاریکی را تاب می دهد. Orhan Pamuk، Museum of Innocence من باید بگویم، وقتی که من برای اولین بار خواندن این کتاب را شروع کردم، به طور داخلی درگیر شدم. در حالی که من واژه huzun ترک (melancholia) را مطالعه کردم، من آن را در بر داشتم. با این حال، من یک طرفدار بزرگ کتاب با داستان های عاشقانه نیستم (من به عنوان یک نوجوان به عنوان پرچم خودم شناخته شدم) و زمانی که متوجه شدم این داستان عاشقانه خاصی بین دو پسر عموی شما وجود دارد، کمال، 30 ساله ثروتمند که اتفاق می افتد مشغول، و Fusun 18 ساله، یک مغازه دار ضعیف، من حتی بیشتر از آن سخن می گویم. کمال خزنده است وسواس او با Fusun صدا را باور نکرد. او به نقطه جمع آوری تمام futsun € ™ سیاتیک butts برای موزه خود را که به افتخار او، و همچنین دیگر knick-knacks می شود. من فکر نمی کنم که بسیاری از مردان بخشی از یک دوست خود را جمع آوری کرده و با تاریخ جمع آوری کنند. کمال به من یادآوری کمی از بلا از گرگ و میش در این معنی است که او جمع آوری تمام دوستان و خانواده خود را به مباحثه بیش از عشق خود را مبهوت. این نوع خاص از آزار و اذیت در افراد بالای 16 سال نیست. این کتاب برخی از نقاط بازپرداخت داشته است. هر کتابی که قبلا در ترکیه قبلا خوانده نشده بود قبل از آن بود و Pamuk مجموعه کتاب را در دوره زمانی جالب (1970s)، زمانی که ترکیه هنوز سنتی بود اما به سمت مدرن حرکت می کند. در بالای آن، ناآرامی های سیاسی وجود دارد. فکر می کنم این داستان کمی جالب تر شده است. بحث بر سر درگیری فرهنگ بین ترکیه و ترکیه مدرن، از جمله نخبگان ترکیه که در اروپا و آمریکا تحصیل کرده بودند، جالب بود. من آرزو می کنم که این قسمت بیشتر توضیح داده شده باشد، زیرا می خواهم یک مقایسه عمیق تر داشته باشم. من با تصویر یک بعدی از زنان آشنا شدم. من احساس می کنم که کمال تنها با عشق فوزون سقوط کرد، زیرا زیبایی داشت و به یک نمایش زیبایی وارد شده بود. با وجود اینکه او فریب خورده بود، کمال ماموریتش با او باقی ماند. زنان به وضوح به عنوان جایزه فقط نگاه می کردند. سپس دوباره آن را درست در بسیاری از مکان ها حتی در حال حاضر. من احساس Proustian در هنگام خواندن آن. در واقع، افسانه های شخصیتی واقعا درونگرا بود اما وسواسی تر از پروست ها بود، وسواسی به نقطه ای که آنها باور نداشتند، می گویند. کمال قطعا کاملا وسواس و افراط بود اما خواندن افکار خود جالب بود. شاید بهترین کتاب برای خواندن در روز کریسمس نیست، اما من خوشحالم که در نهایت چیزی پاموک را بخوانم.

مشاهده لینک اصلی
خوب، من می خواهم آن را به عنوان آن را بگویید. نوبل نوبل کنار گذاشته شده است، این کتاب ناموفق است. من رک و پوست کنده نمی بینم، بررسی های درخشان، توجه نیویورکر - این کتاب بد است. داستان واقعا بد است. داستان در اطراف یک مرد ممتاز در استانبول متواضع است و یک رابطه ی کوتاه با یک مغازه دار دارد و به طور کامل با او درگیر می شود. به همین دلیل است که او دچار وسواس شده است که پس از آنکه دختر دیگر با دیگران ازدواج کند، او را در 8 سال آینده در میزبان خود نشسته است. هنگامی که کمال در مورد آخرین نقاط استانبول طبقه بالا نمیآید، او تبدیل به یک متخصص کلاینت میشود، همه چیز را در اطراف Füsuns خانه او در مورد فعالیت هایش با غرور گزارش می دهد - بعد از اینکه تمام کابین ها و فتوشاپ های Fusuns را گرفته و سولتشاکرها، فنجان های قهوه، جوراب و نوارها - چیزهایی که انتخابشان سخت نیست، زیرا مردم به ندرت متوجه آنها می شوند - من شروع کردم به چیزهایی مانند زیرخاک ها، فنجان ها و دمپایی ها را تنظیم کنم ... | چندین صفحه بعد، متوجه می شویم که در طول هشت سال هشت سالگی که برای شام به Keskins می رفتم، توانستم 4،213 سیگار Fusuns اما هر یک از اینها لب هایش را لمس کرد و دهان او را لمس کرد، بعضی او حتی زبانش را لمس کرد و در حالیکه انگشت خود را بر روی فیلتر زود پس از آن که سیگار را بیرون زده بود، مرطوب شود (شوک تمام شوک ها!)؛ خلط هایی که توسط رژ لب دوست داشتنی آن قرمز شده بود، جلوه ای منحصربفرد از لب هایش را در لحظه ای که حافظه با درد و درد و رنج داشت، برداشت. @ | نشانه های زیادی وجود دارد که وسواس کمال به خوبی دریافت نمی شود. به عقب برگرداندن سیگار، متوجه می شویم که برخی اوقات او با خشم آشکار، گاهی با بی حوصله، خشمگین می شود. من چندین بار سیگار را در خشم دیده بودم و این باعث شد که من نگران باشم. این ممکن است یک داستان جالبی باشد اگر آن هوگستای قدیمی قدیمی را برای 560 صفحه تکرار نکند. فصل های کامل این است. اجازه بدهید من لیست برخی از نام های فصل را برای شما فهرست کنم: @ Melancholy of Autumn @ توسطCold و Lonely November Days دنبال می شود. چند فصل بعد، یک فصل تحت عنوان \"قلب خشمگین و شکسته\" برای هیچکس استفاده نشده است. متاسفانه دیگران در این کتاب با توصیف استانبول در دهه 1970 تلاش کرده اند زیبایی را پیدا کنند. بعضی ادعا می کنند که Pamuks @ museum @ یادبود یک زمان و مکان در استانبول است و این کتاب تلاش می کند که یک فرهنگ گمشده را نمایش دهد. من مخالفم مطمئنا چند صفحهای در اینجا و آنجا در مورد استانبول وجود دارد و مطمئنا نوشتن در چند بخش کوچک درخشان است. اما اکثریت قریب به اتفاق این کتاب در مورد لب ها، اشک ها، خشم، خانواده، شام، ضربات سیگار، ازدواج، سالس شکن، چشم ها، عبارات و کلمات است. این گفتمانها تنها ارتباطی تنگاتنگ با هر چیزی که در دهه 70 میلادی در استانبول دارند، درک شده است. هنگامی که او خود را به عنوان یک شخصیت معرفی می کند، فریبنده ای استدلال می کند. این است که چگونه می توانم از ارکان پاموک محترم، که به نقل از داستان به نام من و با تایید من ... من نیز شنیده ام که او مردی است که دوست داشتنی به کار خود اختصاص داده و داستان را به طور جدی درگیر کرده است. @ این کتاب بسیار تبلیغاتی در این کتاب وجود دارد، اما من به آن غلبه نمی کنم. کافی است بگویم که من واقعا از طریق این کتاب رنج می برم و از آن رها شده ام، آنقدر بد نبود که بیشتر وقتم را صرف فکر کردن درباره چگونگی توجیه چنین بررسی انتقادی چنین کتابی شدم.

مشاهده لینک اصلی
(یادداشت های اضافی زیر) یکی از چیزهایی که من فقط متوجه شدم، هر زمان که قصد دارم کتاب خواندن را بگذرانم، اغلب ایده ها یا جملات منحصر به فردی در ذهن من ظاهر می شود، بنابراین درست بعد از پایان آن، من می توانم Goodreads را باز کنم، کتاب را ارزیابی کنم این ایده ها را بنویسید من نیز معمولا پس از نوشتن سه یا چهار پاراگراف، احساس می کنم که من گفته ام آنچه را که باید بگویم. اما من نمی توانم این کار را با کتاب Pamuks انجام دهم. شب من این کتاب را به پایان رساندم، با میزانی که روی کتاب بسته گذاشتم روی میزم نشسته بودم. من از روی صفحه نمایش کامپیوترم خیره شدم. من لبخند زدم بله، من لبخند زدم این شب هم خیلی خوبه به جای پیروزی ... احساس می کردم که من تا به حال یک داستان زندگی از دوست عزیز من که من آن را به خوبی می دانم به پایان رسید. او در عشق بود عاشقانه که او را شکنجه می کند، او را هیجان زده کرد، او را الهام بخش برای انجام کارهای دیوانه @ normal @ people کرد. @ Normal @ به معنی افرادی که دوست ندارند خواندن این کتاب همه چیز خوشایند نبود. لحظه هایی وجود داشت، زمانی که وسواس واقعا کمال را گرفت، بعدا من یک دوست را صدا زد چون من در مورد او بسیار زیاد می دانستم که می خواستم او را در چهره او ببندم و بگویم: \"بیدار شو!\" در حال حاضر به اندازه کافی متوقف کردن این افتخار و زندگی، مرد! @ البته، او این کار را انجام نداد. من تقریبا متوقف خواندن در این نقطه. این است که چگونه پاموک ثروتمند و سنگین می تواند وسوسه را توصیف کند. پس داستان به نوبه خود تغییر کرد و خلق و خوی در حال تغییر بود. من خسته شدم من خواندن یک بررسی در جایی که عشق به پایان نمی رسد خوشحال به عنوان در افسانه ها. به طریقی داستان عاشقانه تراژدی ارزش نوشتن است، بنابراین آنها می گویند. بنابراین، من امید زیادی برای نور روشن در انتهای تونل نداشتم. من فقط می خواستم سفر را کامل کنم من برای بدترین شرایط آماده شدم اما پاموک چنین داستان آموزنده ای است. او فقط از این سفر امتناع نمیکرد. او شما را به مسیر دیگری برد. یک قهرمان مسیری که تنها فرد دیوانه می گیرد. خوب، دیوانه .. یا شجاع و یا به سادگی در عشق! این دوست دیوانه من بود برای ساخت یک تاج محل برای عشق خود تعیین نشده بود. اما یک موزه! جایی که زمان به فضا می رسد من می دانم که من هرگز به موزه ای نگاه نمی کنم. عنصر هوموری عطر و طعم اضافی را به طعم و مزه غنی در بخش آخر کتاب اضافه کرد. من دوست دارم زمانی که پاموک خود را در صحنه نمایش داد و با خلاقیت های خود ارتباط برقرار کرد، پایان دادن به سرزنش را متوقف کرد و داستان را با آخرین جمله ی پیروزی به پایان رساند. برای کسانی که این کتاب را خوانده اند یا هنوز خواندن آن را دارند: بله، اگر می خواهید، اول ابتدا روی آن کلیک کنید. اما من ترجیح می دهم آن را برای بعد بگذارم: -) ===== توجه داشته باشید اضافی: در نهایت مایکل Silverblatt، میزبان پادکست کتاب کرم KCRW، با مصاحبه Orhan Pamuk. تا کنون، Silverblatt بهترین میزبان گفتگو برای نویسندگان است. به عنوان یک خواننده مشتاق خود، پرسش های خود را آگاهانه و اغلب به نویسندگان خود تعجب آور است، زیرا او ارائه نقطه نظر است که نویسندگان فکر نمی کردم. شما می توانید به پادکست گوش دادن در اینجا: http: //www.kcrw.com/etc / برنامه / bw / b ...

مشاهده لینک اصلی
باید اعتراف کنم که طی پنج سال گذشته، من رابطه دوستانه و نفرت با اورهان پاموک داشته ام (همچنین رابطه شان با چارلز دیکنز هم همین طور بود، اما این موضوع دیگر است). سبک پاموک دقیق است و با شکوه، به شدت درون گرا، گاهی اوقات عمدا تکراری، با این خاص نوع ملکه میناتولیتی به نام â € ~ هوزون \"شلیک شده است. در بهترین حالت، پرویز خود را به یک کیفیت شعری، هیپنوتیزم می رساند که باعث می شود نام من قرمز چنین قانع کننده ای، مسحور خواندن است. اما آنچه جان آپدایک به عنوان یک پروستیان توصیف کرد، «اطلاعاتی از خودآگاهی» نیز به راحتی می تواند به نگاه ناف بینظیر تبدیل شود که از طریق رمانهایش مانند قلعه سفید، یک وظیفه قابل توجه است. این رمان یک کیسه مخلوط هر دو نقاط قوت و ضعف سبک او است. با یک عشق مثلثی بین کمال، جوان جوان یکی از ثروتمندترین خانواده های استانبول، سیبل، دانش آموز تحصیل کرده خود در سوربن، و Fusun، یک رابطه ضعیف، دور که اتفاق می افتد به یک نابالین 18 ساله مسابقه رقابت نقدی نهایی. عاشقانه های غیرقانونی آنها، در یک آپارتمان خالی پر از اموال رها شده مادرش (که مطمئنا زیر متن آن فروید است؟)، کم کم زندگی خود را مصرف می کند، اما هنوز هم به Sibel، که نه تنها درک می کند، اما همچنین مایل است که او را از طریق عشق ورزیدن به رقیب خود پرستش دهد. این بخش اولیه رمان کاملا قانع کننده است، هر چند که بعضی از حریم خصوصی ها به سمت قلمرو گرافیکی لختی می آیند (\"چون بوسه های ما حتی طولانی تر شد، یک بشقاب عسلی از بزاق گرم جمع آوری شده در غار بزرگ که دهان ما بود، گاهی اوقات نشت کمی پایین از چینی ما | | €). با این حال، همانطور که سیبل در نهایت فانوس فانتزی خود را از دست می دهد و فوزون یک ازدواج تفنگ ساقط باقیمانده را برای یک فیلم نامه نویس مشتاق قرارداد قرارداد، کمال (و روایت) در یک غرق شدن از تکرار و به طور فزاینده خوابیده است. این بخش هشت سال زندگی شخصیت را نشان می دهد که در زیر اتفاق می افتد: 1. کمال با فوزون، شوهرش و پدر و مادرش آویزان است؛ 2. در حالی که با او، متعلق به برخی از حرکات و یا کلمات از معشوق خود را نقل مکان کرد؛ 3. او دزدان (â € œcollectsâ €) چیزهایی که به او یادآوری از لحظات مانند بطری سودا که از آن نوشید، صلتی شاکر که او در طول شام استفاده کرد، مجسمه سگ سرامیک که در بالای تلویزیون او نشسته بود، سیگار (همه 4،213 نفر از آنها، دقیقا طبقه بندی شده بر اساس آنها چگونه خرد شدند) و غیره. او سپس این اقلام را به راحتی در آپارتمان خالی فروشگاه می گذارد و گاهی اوقات او را از دست می دهد؛ 4. او تلاش های ناکارآمدی و ناتوانی در تولید یک فیلم که در آن قرار است ستاره بسازد، تلاش می کند اما در نهایت توسط این مفهوم که او مجبور است صحنه بوسیدن را تحمل کند - یا بدتر از آن توسط بازیگران و بازیگران مدیران --- که هرگز از آن عبور نمی کند؛ 5. گوشت فوزون و سلوک؛ 6. کمال ویران شده است؛ 7. repeat.This برای صدها صفحه ادامه می یابد. یک فصل با عنوان \"Sometimesâ €\" (که در آن هر جمله با آن کلمه آغاز می شود) وجود دارد که شامل چیزی جز قطعه های تصادفی از زندگی روزانه خود. برای یک یا دو صفحه ناز است، اما به عنوان یک تمرین فصل طول می کشد. من شروع به اسکن صفحات کردم. چه مدت این اتفاق می افتد؟ و سپس ناگهان در داستان پیچ و تاب یافت و خوب شد --- واقعا خوب است. من نمی توانم خواندن --- و امیدوار باشم. من کیمل را برای غرق شدن مرزی با \"جمع آوری\" تقلید کردم و از فوزون به خاطر اینکه در جاه طلبی های خودم پیچیده شد، فداکاری کردم. من می خواستم آنها را به دور از غروب خورشید در Chelâ € ™ ثانیه 56 شورولت رانندگی کنند و با خوشحالی هرگز در یک روستای ترکیه زندگی کنند. و این همه به یک آه می افتد --- یک آه بزرگ. و ناگهان شما همه چیز را درک می کنید: سال های انتظار، عمر یادآوری، اهمیت چیزهای عادی، وسواس جمع آوری، و چرا برای بسیاری موزه ها در این دنیا. \"موزه های به خوبی ساخته شده از قلب خلع سلاح، ما با پیدا کردن در آنها اشیاء قدیمی که ما را دوست دارم، اما با از دست دادن حس زمان.\"

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب موزه معصومیت


#کتاب های پیشنهادی امروز - #جایزه نوبل ادبیات - #داستان عاشقانه - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #ادبیات ترکیه - #دهه 2000 میلادی - #انتشارات پوینده - #ارهان پاموک - #مریم طباطباییها
#انتشارات پوینده - #ارهان پاموک - #مریم طباطباییها
کتاب های مرتبط با - کتاب موزه معصومیت


 کتاب خانه ی خاموش
 کتاب شوری در سر
 کتاب نام من سرخ
 کتاب برف
 کتاب موزه معصومیت
 کتاب کتاب سیاه