معرفی کتاب نام من سرخ

اثر ارهان پاموک از انتشارات نشر چشمه - مترجم: عین له غریب-ادبیات ترکیه

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ سه شنبه 26 اردیبهشت 1396
نام من سرخ
Benim Adim Kirmizi 1998
اُرهان پاموک متولد 1952، در رمان « نام من سُرخ » بخشی از تاریخ ترکیه و ایران را در روزگاران گذشته از امپراتوری عثمانی و امپراطوری صفوی به تصویر کشیده‌است، حدود سالهای قبل از سال 1000 هجری قمری. در این رمان هنرمند، برای روایت و بهم پیوستن فصل های کتاب و ادامه ی موضوع فصل قبل به فصل بعد، چند صدایی یا پلی فونی را برگزیده، شخصیت‌های مختلف رمان، از دید خود و دیگران از اطرافیان ماجرا را بازگو کنند و گاه جواب قضاوت دیگران را میدهند. روش روایت بسیار دل پذیر است و واقعی. اُرهان پاموک نقاط مشترک تاریخی و ادبی و هنری بین ایران و ترکیه را در هر سطر از داستان در نظر داشته است و هنر هر یک استادان به نام مینیاتور را ستوده است. کتاب دارای پنجاه و نه فصل است و هر فصل از زبان یکی از شخصیت ها روایت می شود. ا.شربیانی


خرید اینترنتی کتاب نام من سرخ
معرفی کتاب نام من سرخ
جستجوی کتاب نام من سرخ در گودریدز

معرفی کتاب نام من سرخ از نگاه کاربران
کتاب به اندازه ی کافی مشهور است و نیاز به معرفی اضافه ندارد غیر از 2 نکته به نظر من :1. نحوه روایت از زبان راویان مختلف مثلن جایی از زبان یک سکه پول،که جذابیت فوق العاده ای داشت و 2. یک جایی یک جمله می گوید که شخصا فکر می کنم بزرگترین و اصلی ترین تفاوت شرق و غرب است.مضمون جمله این است که چرا غربی ها از کشیدن پرتره لذت می برند و نقاشان شرق از کشیدن چهره هایی متعلق به فرشته ها و عالم بالا ؟ در ادامه می نویسد به این دلیل که غربی ها دنیا را آنگونه می بینند که هست و شرقی ها آنگونه که می خواهند باشد!

مشاهده لینک اصلی
It’s not a historical, though there is sort of history in it (Istanbul, Ottoman Empire, 1591). The mystery death of two master miniaturists doesn’t make it a murder mystery novel either. It’s not a philosophical novel though there are lots of discussions about illusrtation in European style concerning perspective, and traditional Eastern illustrating, which sees the world in the way Allah would see it.
What amazed me is, how Pamuk has taken a now forbiden discussion, to 5 centuries back, to stablish a better situation to discuss about tabus, concerning the distinctions between Islamic states and Western Europe. Its how the so-called Islamic style of illuminating lost it’s values to the so-called Frankish mode of painting, painting the earthly wealth, rather than images of what God creates on earth. In another word, demonstrating the creative abilities of the artist (European style) which Enishte effendi finds fascinating is forbiden in Islam, as if it’s kind of competing with God in creation. That’s why some other master miniaturists kill him to not loose their stabilities and honour as artists. It means that those who are not seeing the realilty of life and human being (idealists) are going to loose their style and power. This describes the restrained violence of the culture clashes which are so relevant to our world at this time through the allegory of artistic expression as European manner of representing the world, and that of the Islamic faith, in the novel!
اگرچه وقایع داستان در دوران عثمانی (1591) می گذرد اما نمی شود گفت @تاریخی@ست. جنایی هم نیست اگرچه وقایع حول و حوش دو قتل اتفاق می افتد. و اگرچه بحث، بیشتر در مقایسه ی دو شیوه ی هنری، مینیاتور جهان اسلام و نقاشی ونیزی یا مکتب فرانسوی ست، اما رمان در مورد فلسفه ی هنر هم نیست. یعنی نه آنقدر تاریخ در آن هست و نه فلسفه و نه جنایت. اهمیت اساسی در لایه ی دوم رمان است، همان گونه که در @برف@، رمان دیگر پاموک. دغدغه ی فکری پاموک مساله ی جاری زمان ماست، مقایسه و تقابل جهان اسلام و سنت از یک سو و جهان غرب و مدرنیته در سوی دیگر. مساله ای که ذهن اغلب روشنفکران در جهان اسلام را به خود مشغول داشته. انتخاب دو شکل تصویر سازی در دو جهان، به دلیل فلسفه ای که در پس ساختار مینیاتور (یک بعدی بودن آن و پرهیز از خلق دوباره ی جهان) و هنر نقاشی غربی (دید سه بعدی هنرمند از جهان) وجود دارد، انتخاب بسیار ظریف و استادانه ای ست از سوی پاموک، برای نشان دادن تقابل میان دو گونه تفکر در جهان معاصر، یکی سنتی و اقتدارگرا و دیگری مدرن و دموکرات. یکی در فراموشی انسان در مقابل خدا و دیگری در اهمیت به انسان به عنوان هسته ی اصلی جامعه ی بشری. با انتخاب زمان تاریخی در گذشته، پاموک این فرصت را به خود داده تا در مورد بسیاری از @تابوها@ی امروز در جوامع اسلامی، به راحتی و در کمال آزادی صحبت کند.


مشاهده لینک اصلی
قلب من برای غرب زمانی که من در غرب و در شرق وقتی که من در غرب زندگی می کنم، دلم برای غرب می سوزد. بخش های دیگر من اصرار می کنم که یک زن باشم وقتی یک مرد و یک مرد وقتی یک زن هستم. چقدر سخت است که انسان باشم بدتر زندگی زندگی انسان است. من فقط میخواهم خودم را به سمت جلو و عقب بچرخانم، که هر دو در شرق و غرب باشند. Pamuks مداوم است، هرگز منجر به وسواس نیست. او نوشته داستان و غیر داستانی، مقالات مجلات و نیشخند های روزنامه و مصاحبه بی پایان در این موضوع است. او حتی در زندان پرتاب شده و برای هویتی که او انتخاب کرده است محاکمه می شود. هز برنده جایزه نوبل ادبیات شد تا تعهد خود را نسبت به ابراز ذهن و روحیه عمیقا تقسیم کند و (حداقل او و بسیاری دیگر از آنها معتقد است) کشورش-ترکیه است. (اگر قبلا به این نتیجه رسیده بودم که چیزی از یک قصه ادبی باقی مانده است، اما اگر فقط می توانم بگویم این تجربه تجربه خواندن این کتاب را آشکار می کند، من به خاطر عذرخواهی می کنم.) نام من قرمز است که به شما می گوید که این رمز و راز قتل است استانبول در قرن شانزدهم تحت حکومت سلطان قرار دارد. اما همچنین به شما می گوید که این موضوع در مورد بسیاری از چیزهای دیگر است، که هر کدام به لحاظ لحظه ای تغییر می کنند. فضای داستان کمی به باغ گارسیا-مارکزس میچرخد، اما داستان داستان هرگز برای او اشتباه نیست. هر فصل با یک صدای متفاوت بیان می شود - بعضی از آنها اعضای قابل قبول داستان داستان است و بعضی از آنها واقعا در آن دسته قرار می گیرند، اگر شما اسیدی بودید، اما همه آنها به همان اندازه معتبر به نظر می رسد، به این دلیل که هیچکس واقعا معتبر نیست، بنابراین ممکن است بعضی از داستانها یا افسانه ها به عنوان واقعیت باشد. (به عنوان مثال، ما از صدای نقاشی اسب، صدای جعلی زن است که در واقع یک مرد، یک قطعه طلایی و رنگ قرمز است، شنیدن است). آن اثیری و ناپایدار است و یک مفهوم از آن وجود ندارد ذهنیتی که در اینجا قابل اعتماد است. نمیتوانید به تله ای برسید که فرض کنید چیزی است که شما میخواهید به هر چیزی غیر از پسیکولوژی خاص لحظه ای مربوط باشد - Pamuk استاد تصویری از هر روز یک ذهن است و هر احساس یک لحظه غیر قابل اعتماد است - چگونه همه چیز مهم است با این واقعیت که فقط یک اتفاق می افتد که احساس گرسنگی در یک لحظه خاص، و یا به طور ناگهانی سفت در دیگری است. این یک کارآزمایی مطلق از بینش در مورد روانشناسی یک فرد خاص در یک زمان خاص و همه دلایل مختلفی است که آنها در این راه هستند، اما در عین حال قادر است که آنها را به عنوان قابل درک بودن از طریق همه این موارد، درک کنند. بیشتر آنچه که در کل کتاب به من وارد شد، چقدر وحشت زده شد، به نظر می رسید که پاموک از دست رفته چیزی بود. در حالی که نویسندگان دیگر ممکن است در تلاش برای تبدیل شدن به کارشناسی ارشد ادبیات، کارشناسی ارشد فرم، من فکر می کنم Pamuk امیدوار بود که او می تواند چیزی به عنوان یک استاد از ساخت پرده. فکر می کنم او می خواهد از دستش بربیاید، اگر بتواند این کتاب را به تئوری تروور در آسمان بدهد و آن را به عنوان یک قطعه الهی از پارچه های کار کرد. لیست ها بر روی لیست ها بر روی لیستی از چیزهای بی پایان است که برای صفحات ادامه دارد، فقط برای توقف و راه اندازی مجدد یک بار دیگر. به عنوان بخشی از احساسات متناقض خود را نسبت به غرب، در یک فرهنگ که داستان ها و سنت های آن اغلب در شرق به وجود آمد ... اگر چه او برای غرب خواسته است، همانند شخصیت های او، وحشت زده می شود، همه چیز که از شرق می داند ناپدید می شوند به نظر می رسد که او نمی تواند خودش را متوقف کند؛ اگر در مورد تاریخ و فرهنگ و افسانه همه چیز را لیست کند، همه چیز را دوباره و دوباره تکرار می کند تا اطمینان حاصل کنیم که ما آنها را به یاد می آوریم، برای همیشه از بین می رود. بیان او از دوگانگی نسبت به فرهنگ غرب، کاملا ذهنیت روشنگرها را در قرن شانزدهم بیان می کند. تروریست ها وحشت زده می کنند که تمام عمر خود را تبدیل به بی معنی می کنند. چیز دیگری جذاب، شگفت انگیز و وحشتناک این بود که چگونه پاموک این ایده را بیان می کند که هیچکس با آنها حرف نمی زند صدای خود را، هم از طریق نقاشان خود، محدود به قرن ها پیروی از یک سبک کامل است که برخی از استادان تصادفی که از بغداد بیرون آمده اند، نشان دهندهperspective الله است. @ این در نظر گرفته شده است که ارتداد و خطا بودن @ style @ و @ امضاها @ تا حد امکان پنهان می ماند - ایده ای که کوری آرمانی است که برای این هنرمندان به دست می آید فقط دلهره آور است - حداقل به شخص دیگری که از یک دیدگاه غرب می آید و نقاشان عمدا خود را از بین می برند، گرانترین کالای خود را، بارها و بارها، در بدست آوردن ایده بی معنی کمال که خودشان نیستند. قاتل در طول این کتاب به طور بی پایان تلاش می کند خود را با صحبت کردن در یک صدای پنهان کند که کاملا شبیه چگونگی دیدن او در مکان های دیگر نیست. اکثریت افرادی که خودشان صحبت می کنند داستان هایی برای بیان احساسات خود دارند - در واقع در ابتدا تمام روشنفکران مشکوک تقریبا به شکل داستان می گویند تا پاسخ هر گونه سوال مهم در مورد هر موضوع فلسفی، مذهبی یا حتی شخصی . احساسات خود را بیان می کنید فقط don ...

مشاهده لینک اصلی
من در مورد این کتاب دو ذهن دارم. به نظر می رسد این یک کار مهم است. این سنت مینیاتور از دنیای اسلام را نشان می دهد و از جهان دنیای مینیاتورها استفاده می کند تا تفاوت های فلسفی بین شرق و غرب را کشف کند. برای من بیشتر جالب بود زیرا من از این تفاوت از زمان شروع به دیدن نقاشی ها با علاقه جدی به این موضوع چشم پوشیده ام. در شرق @ چشم انداز @ وجود ندارد: نقاشی به طور فزاینده در فضا و زمان در حالی که در غرب (به خصوص از زمان رنسانس) نقاشی بازتولید یک لحظه خاص در زمان (ما از انتزاع در اینجا صحبت نمی). مینیاتوریور جهان را همانطور که خدا می بیند رنگ می کند: نقاشی را امضا نمی کند و سبک خاصی هم ندارد، زیرا او بی اهمیت است. او نقاشی را ادامه می دهد (در حقیقت، او بهتر رنگ می کند!) پس از آنکه ناگزیر کور می شود. نقاشان فرانک، در مقابل، جهان را همانطور که می بینیم به تصویر می کوبیم، که بر اساس برخی از مینیاتوریست ها خدشه دار می شود. من با کشیدن کتاب و همچنین نحوه ارائه آن سر و کار داشتم: فصل های کوتاه، هر یک از دیدگاه از یک شخصیت متفاوت، مثل اینکه ما به یک کتاب مینیاتوری نگاه کردیم که در هر صفحه یک داستان متفاوت دارد. علاوه بر این، این رمز و راز قتل است که در آن قربانیان و همچنین قاتل به طور مستقیم به خواننده صحبت می کنند! این یک شباهت خاصی بهThe Name of Rose @ در این زمینه دارد، گرچه اکو کتاب بسیار قدرتمندتر از نظر من است. با توجه به منفی: نوشتن غلط است و یک وظیفه است که از آن عبور کند. من نمی دانم اگر این مسئله با نوشتن Pamuch یا ترجمه باشد. شخصیت ها مسطح هستند: شخصیت اصلی (سیاه) خیلی ضعیف و بی دست و پا است: قهرمان (اگر ما می توانیم او را صدا بزنیم!) بیش از حد خود محور و دستکاری است. شاید نویسندگان قصد داشتند که آنها را مانند آن قرار دهند، اما علاقه خواننده را از دست می دهد. من نیز با کاهش میزان شهوت در هر صفحه کنار گذاشته شدم. همجنس گرایی، سرخورده شدن، پدیوفیلیا، زناشویی، طلسم شدن ... همه چیز وجود دارد، فقط در زیر سطح ذوب می شود. پسران جوان به طور منظم به عنوان اشیاء شهوت ارائه می شوند. انسانها با شور و شوق یکدیگر را ببوسند، حتی اگر کسی قصد دارد دیگران را بکشد! من شنیده ام که در دوران عثمانی، ترکیه مرکز تمرینات جنسی @ deviant @ بوده است، بنابراین شاید یک تصویر درست باشد، اما با من منفجر نشد. بنابراین ... با اضافه کردن منفی ها و مثبت، من برای سه ستاره می روم .

مشاهده لینک اصلی
در طول نه روز برفی، سرد و زمستانی، در شهر افسانه استانبول، پایتخت امپراتوری عثمانی، در اوج سلطنت سلطان مورات 111، قتل یک وحشیانه (نه آخرین)، سال 1591. در پایین یک چاه رها شده، جسم منجمد Elegant Effendi، به نام Red، Miniaturist، که برای سلطان کار کرده است، پیدا شده است، اما نه قبل از اینکه جسد به داستان غم انگیزش می گوید. چگونه قربانی توسط فردی که یک دوست نزدیک، با وعده های ثروت اندیشیده شده بود، مورد ستایش قرار گرفت و به شدت مورد حمله قرار گرفت. به طرز عجیب و غریبی روحیه خوشحال است و اکنون خشمگین نیست. فقط به دنبال دنیای جدید، بهشت ​​بهشت ​​است. او یک هنرمند با استعداد بود، همراه با استورک، زیتون و پروانه، تحت استاد عثمان قدیم، که همه نام مستعار خود را به آنها داد، پسرها را همه چیز دانست، از جمله ضرب و شتم، زمانی که اشتباهات انجام شد (همه شگفت انگیز استاد خود را دوست داشتند، از 25 سال) در یک کارگاه آموزشی، که توسط حاکمیت احترام تأمین مالی می شود. نقاشی های رنگارنگ از رنگ های روشن، شکوه، اسب ها، درختان، ابرها، مردم مهم، کشتار در بسیاری از میدان های جنگ، قصه ها، باغ های دلربا، تحت ماه عجیب و غریب و روشن، با عاشقان به آرامی به یکدیگر نگاه می کنند. قرمز در مورد یک پروژه مخفی ناامید شد، چرا که به دلیل سبک های خارجی و سبک ونیزی، تصاویری که اسلام آن را ممنوع کرده بود، بسیاری معتقد بودند، پس از تکمیل این نقاشی های کوچک، در یک کتاب قرار می گیرند تا فقط توسط حاکم و چند همکار مورد اعتماد ... سیاه (کارا)، یک کارمند، وزیر امور خارجه و جنگجوی گاه به گاه، که توسط پاشاها استخدام می شود، با جنگ های بی پایان در برابر پارس ها مبارزه می کند، پس از دوازده سال طول می کشد به زادگاهش در استانبول. عاشقانه شکست خورده باعث شد که او رنج زیادی ببرد، دلیل تبعید داوطلبانه اش. زیبایی، شكور، عمويش، Enishte دختر خود، به طور مداوم در ذهن خود بود، روزهای تنهایی صرف فکر کردن در مورد پسر عموی خود، سرگردان از طریق بیابان های بزرگ گرم، و دماهای سرد در سرگیجه، افزایش کوه های بلند، خواب در چادر های آهسته، در مکان های جداگانه. رد پیشنهاد یک ازدواج توسط عموی خود، برای عشق و عروسی او به یکی دیگر از سربازان مشهور، هرگز نمی تواند فراموش کند. اما چهار سال است که شوهرش گم شده است، او با دو بچه کوچک در خانه پدرش زندگی می کند و ارتش دوباره آمده است. شانس دوم برای خوشبختی، اگر تنها سیاه، بتواند عواطف او را برطرف کند ... اما او رقابت بسیار قوی دارد، از شدت حسن، برادر کوچکتر شوکور، شوهر بی عاطفه. استر، یک قاتل یهودی شیطانی، معشوقه و پیامبر، برای دوستداران محرمانه، او همه چیز را در مورد همه می داند، با عبور از تمام خیابان های شهر، شروع به فرستادن نامه ها به شیخ و سیاه و حسن نیز می کند. شایعات که قاتل یک مینیاتور است، شهر را می کشد. سیاه در جوانی اش با سه هنرمند باقی مانده است، قبل از ترک. و سلطان عصبانی، می خواهد قاتل در سه روز دستگیر شود، یا شکنجه در مورد مظنونین، هر مینیاتوری ...

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب نام من سرخ


#داستان معمایی - #جایزه ایمپک دوبلین - #جایزه بهترین کتاب خارجی فرانسه - #داستان تاریخی - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #ادبیات ترکیه - #دهه 1990 میلادی - #پرافتخارترین کتاب ها - #انتشارات نشر چشمه - #ارهان پاموک - #عین له غریب
#انتشارات نشر چشمه - #ارهان پاموک - #عین له غریب
کتاب های مرتبط با - کتاب نام من سرخ


 کتاب زنی با موهای قرمز
 کتاب برف
 کتاب ملت عشق
 کتاب خانه ی خاموش
 کتاب شوری در سر
 کتاب موزه معصومیت